حجت الاسلام دعاگو: من كروبي نيستم كه با دو كلمه كنارم بزنم/چرا از برخی مفسدان اقتصادی دفاع می کنید؟

 

اماده ام که با احمدی نژاد مناظره کنم؛

حجت الاسلام دعاگو: من كروبي نيستم كه با دو كلمه كنارم بزنم/چرا از برخی مفسدان اقتصادی دفاع می کنید؟

امام جمعه شميرانات گفت: معيار من براي سنجش اصولگرايي و اصلاح‌طلبي افراد در حوزه ملي ميثاق ملي و در حوزه دين علاوه بر ميثاق ملي، اسلام، خط امام و رهبري و وحدت و امنيت ملي است.

حجت‌الاسلام والمسلمين محسن دعاگو در ارزيابي از فضاي سياسي كشور گفت: فضاي سياسي كشور آرام است همراه با نگراني؛ علت نگراني هم ناآگاهي سياستمداران از آينده جريان‌هاي سياسي و انتخابات پيش‌رو است. افكار عمومي از سرنوشت جريان‌هاي موسوم به اصولگرا و موسوم به اصلاح‌طلب خبر چنداني ندارند.

وي در توضيح استفاده از كلمه "موسوم" قبل از عنوان‌هاي اصولگرايي و اصلاح‌طلبي اظهار كرد: به اين خاطر مي‌گويم "موسوم به اصلاح‌طلبي" و "موسوم به اصولگرايي" چرا كه در بين هر دو جريان كساني هستند كه واقعا اصلاح‌طلب و اصولگرايند و كساني نيز در هر دو جريان كه مدعي اصولگرايي‌اند ولي هيچ اندازه‌اي از اصولگرايي در انديشه و دل‌شان نيست و كساني مدعي اصلاح‌طلبي‌اند اما هيچ اندازه‌اي از اصلاح‌طلبي در جان و انديشه آنان نيست.

دعاگو ادامه داد: سه موضوع براي افكار عمومي جامعه نگران كننده است، يكي وضعيت جريان اصولگرايي است، ديگر وضعيت جريان اصلاح‌طلب و سومي نيز جريان فتنه جديد است كه كسي نمي‌داند كه طراحان آن با مردم و رهبري همراه مي‌شوند يا زاويه مي‌گيرند و مواضع‌شان در انتخابات نيز نامعلوم است.

وي با بيان اين‌كه " آرم‌هايي كه يك جريان سياسي يا تشكل ويژه‌اي را معين مي‌كند ارزشي نمي‌دانم" افزود: در مقياس ملي اگر بخواهيم تعريف كنيم كساني كه به قانون اساسي، نظام جمهوري اسلامي و منافع ملي وفادارند هر عقيده‌اي كه داشته باشند هم مي‌توان گفت اصولگرايند و هم اصلاح‌طلب، در حوزه ارزش‌هاي اعتقادي نيز كساني كه به اسلام، نظام جمهوري اسلامي، قانون اساسي، منافع ملي و خط امام و رهبري معتقد و پايبندند هم چه اصولگرا و چه اصلاح‌طلب عنوان شوند درست است.

نا‌م‌ها و عناوين هيچ ارزشي به جريان‌هاي سياسي نمي‌دهد

وي خاطرنشان كرد: نا‌م‌ها و عناوين هيچ ارزشي به جريان‌هاي سياسي نمي‌دهد بلكه اين پايبندي به ارزش‌هاست كه عيار آن‌ها را تعيين مي‌كند. معيار من براي سنجش اصولگرايي و اصلاح‌طلبي افراد در حوزه ملي ميثاق ملي و در حوزه دين علاوه بر ميثاق ملي، اسلام، خط امام و رهبري و وحدت و امنيت ملي است و كساني كه به اين‌ها پايبند باشند هم اصولگرا هستند و هم اصلاح‌طلب و مي‌شود آن‌ها را اصولگرايان اصلاح‌طلب يا اصلاح‌طلبان اصولگرا ناميد.

وي تصريح كرد: به جريان‌هاي سياسي كه از هم جدا شوند اعتقادي ندارم؛ براي كار سياسي خوب است اما اين موضوع به اين معنا نيست كه جريان اصولگرايي ضد جريان اصلاح‌طلبي باشد و يا بالعكس، اصلا اين‌طور نيست.

مقابل اصولگرايي و اصلاح‌طلبي نيستم

امام جمعه شميرانات در پاسخ به اين‌كه آيا اين‌ مطلب كه به عنوان چهره اصولگرا شناخته مي‌شود را مي‌پذيرد يا نه؟ گفت: اين‌كه عضو جريان سياسي اصولگرا به اين عنوان كه در مقابل جريان اصلاح‌طلبي باشم، نه نيستم. من در مقابل اصلاح‌طلبي نيستم، مقابل اصولگرايي هم نيستم، من اصولگرايي هستم كه اصلاح‌طلب نيز هستم و اصلاح‌طلبي هستم كه اصولگرا نيز هست.

دعاگو در ادامه در مورد وضعيت اصولگرايان اظهار كرد: جبهه موسوم به اصولگرايي از ديرباز مشغول سازماندهي تحولات سياسي در انتخابات است و مي‌توانم بگويم كه اصولگرايان در اين زمينه از ديگر جريان‌ها جلوترند. آن‌ها سازماندهي‌هاي مهم را انجام دادند. منشور اصولگرايي را تدوين كردند و حداقل بخش عمده‌اي از اين جريان با هم متحد و هماهنگ شدند.

جبهه پايداري را به رسميت نمي‌شناسم

اين عضو جامعه روحانيت مبارز با اشاره به كميته 8+7 اصولگرايان افزود: من چيزي به عنوان جبهه پايداري را به رسميت نمي‌شناسم. برخي افراد شاخص اين چهره افراد افراطي هستند كه نه تحت عنوان اصولگرايي و نه اصلاح‌طلبي نمي‌توان آن‌ها را جمع كرد؛ بر اساس آنچه من اطلاع دارم نتيجه كار اين‌ها شكست قطعي است مگر آن‌كه رويكرد ديگري غير از آنچه من اطلاع دارم داشته باشند.

دعاگو همچنين گفت: برخورد حذفي آن هم بدون يك معيار شفاف و روشن خيلي نتيجه‌بخش نخواهد بود، به دوستاني كه در جبهه پايداري هستند نصيحت مي‌كنم جريان جديد راه‌اندازي نكنند، در كشور ما از اين جريان‌هاي خرده پا فراوان راه‌اندازي شده است و بعد از چند روزي متلاشي گشته‌اند.

جبهه پايداري با اصولگرايان همراه شوند

وي با بيان اين‌كه «چندان اميدوار نيستم كه اين جريان پا بگيرد، آن هم در جمع روحانيت»، ادامه داد: مگر آن‌كه جريان ديگري حداقل در حيثيت روحانيت باشد و حرف نويي داشته باشد ولي من حرف نويي از اين‌ها سراغ ندارم و آن را موفق نمي‌دانم، معتقدم در جمع اصولگرايان بمانند و با آن همراه و هماهنگ شوند؛ چراكه ايجاد جريان جديد جاذبه ايجاد نخواهد كرد و پايانش شكست تلخ است.

سهم‌خواهي سياسي معقول نيست

وي خاطرنشان كرد: سهم‌خواهي سياسي معقول نيست و تعيين سهم نيز لازم نيست، اگر كسي پايگاه مردمي داشته باشد تنها هم بيايد مردم به او راي مي‌دهند. آنچه راي مردم را مي‌سازد تشكل‌ها نيستند بلكه نوع رفتار و سوابق كساني است كه كانديد مي‌شوند و ذهنيتي كه مردم از ‌آن‌ها دارند سرنوشت‌ساز است. افراد متكي به سهم‌خواهي نشوند بلكه به معرفي خود و اعتمادسازي ميان مردم بپردازند.

لازم نيست جرياني از جريان ديگر براي شركت در انتخابات دعوت كند

اين فعال سياسي در مورد دعوت برخي اصولگرايان از جريان اصلاح‌طلب براي شركت در انتخابات اظهار كرد: لازم نيست جرياني جريان ديگر را براي شركت در انتخابات دعوت كند، قانون اساسي از همه استقبال كرده است. قانون اين حق را به همه داده است و كسي نمي‌تواند آن را محدود كند، مشاركت در تعيين سرنوشت حق هر كسي است.

وي در واكنش به شروط مطرح شده از سوي جناح اصلاح‌طلب براي شركت در انتخابات گفت: اگر شرايطي مغاير با قانون اساسي براي شركت در انتخابات مطرح شود معقول نيست، اما اگر مطابق قانون باشد بايد قبل از آن‌كه كسي بگويد اين حق اعطاء شود. براي نمايندگي مجلس شرايطي در قانون وجود دارد كه كساني كه واجد شرايط نباشند نمي‌توانند نامزد شوند ولي حق راي آن‌ها محفوظ است.

دعاگو با تاكيد بر اين‌كه « فعال شدن در انتخابات از حقوق شخصي كسي نيست كه بخواهد آن را به كس ديگر اعطاء يا سلب كند» خاطرنشان كرد: شرايطي كه مطرح شده است اگر در قانون اساسي لحاظ شده باشد، نيازي به تعيين نيست و بايد اعطاء شود اما اگر در قانون اساسي نيست و مازاد است اصلا نبايد تعيين شود، مگر اين‌كه اين ادعا شود كه در شرايط كنوني حقوق انتخاباتي و سياسي درج شده در قانون اساسي تحقق پيدا نمي‌كند.

وي افزود: اگر كسي بر اساس قانون داراي مشكلي است و من بدون در نظر گرفتن ضوابط قانوني بگويم، اين مشكل بايد حل شود تا من در صحنه انتخابات حاضر شوم معقول نيست اما اگر مشكل اين است كه اصلا آزادي‌هاي تصريح شده در قانون مانند آزادي قلم، آزادي انديشه و آزادي بيان تحقق پيدا نكرده يا محدود شد و بنابراين جاذبه شركت در انتخابات نيز كاهش پيدا كرده است، اين حقوق بايد شكل گيرد.

وي تاكيد كرد: اگر حقوق مردم در بستر خاصي قابل تحقق است، مسوولان بايد حتما موضوع را پيگيري كنند تا حقوق مردم برقرار شود. اگر شروط مطرح شده اين باشد كه قانون زير پا گذاشته شود تا حضور پيدا كنند نظام نبايد آن‌ها را بپذيرد.

وي در مورد نگراني‌هاي مطرح شده از سوي هر دو جريان مطرح كشور درباره انتخابات اظهار كرد: تاريخ برگزاري انتخابات در ايران و نيز همه نقاط جهان همواره با نگراني و سوال همراه بوده و هست. وقتي انتخاباتي برگزار مي‌شود، هميشه در مورد سالم بودن يا نبودن آن ادعاهايي مطرح مي‌شود ولي ادعاي بي‌سند قابل قبول نيست.

برخي روش‌ها اعتمادسوزي كرد

دعاگو ادامه داد: معتقدم در انتخابات گذشته، يك جريان با بكار بردن برخي روش‌ها براي جلب آراء مردم اعتمادسوزي كرد؛ منشاء نگراني جريان‌هاي مختلف نيز همين است. در اين انتخابات روش‌هايي به كار رفت كه برخي از آن‌ها با قانون، شرع و اخلاق همراه نبود.

وي با انتقاد از روند مناظره‌هاي انجام شده در انتخابات رياست جمهوري گذشته و با بيان اين‌كه «لاپوشاني برخي موضوعات مشكلي را حل نمي‌كند» بر اجراي عدالت تاكيد و ابراز عقيده كرد: استارت فتنه 88 در مناظرات تلويزيوني زده شد.

وي با اشاره به اهميت مديريت انتخابات گفت: مردم به كساني كه بخواهند با قهرمان‌نمايي و با تعرض به شخصيت‌هاي ملي راي جمع كنند اعتماد نخواهند كرد.

نقش روحانيت در تحولات سياسي كشور غيرقابل انكار است

اين عضو جامعه روحانيت مبارز در توصيف نقش روحانيت در تحولات سياسي كشور اظهار كرد: نقش روحانيت در تحولات سياسي كشور آشكار و غيرقابل انكار است. اساسا در راس برنامه‌هاي اجرايي فتنه جديد پرداختن به مساله روحانيت و رهبري بوده و تضعيف اين دو و كمرنگ كردن نقش آن‌ها در تحولات سياسي جزء اهداف آن‌هاست.

تضعيف روحانيت و رهبري از قضيه پاليز‌دار كليد خورد

دعاگو ادامه داد: معتقدم برنامه تضعيف روحانيت و رهبري از قضيه پاليز‌دار كليد خورد و ايشان در يك سخنراني با هدف قرار دادن تمام روحاني‌هاي مهم پيرامون قدرت آن را استارت زد. كساني را كه هر كدام يك امكان اقتصادي داشتند براي موسسه خيريه، دانشگاه يا مدرسه، به فساد مالي متهم كرد و مقامات عالي‌رتبه را هم به اهمال در برخورد با آن‌ها متهم ساخت.

وي تصريح كرد: هدف اين بود كه شخصيت‌هاي پيرامون رهبري را بزنند، وقتي اين اتفاق بيفتد رهبري بي‌دفاع مي‌شد و پس از آن مي‌توانستند راحت رهبري را مورد هدف قرار دهند. هدف‌شان اين بود كه ولايت و روحانيت را از صحنه سياسي حذف و اگر نشد نقش آن‌ها را كمرنگ كنند.

وي توضيح داد: دو شماره از نشريه‌اي به نام همت منتشر شد، در يكي از شماره‌هاي آن عكس تعدادي را به عنوان ياران رهبري و عده‌اي ديگر را به عنوان ياران هاشمي زده بودند تا در افكار عمومي القا كنند كه مجموعه‌اي كه ياران هاشمي‌اند در مقابل رهبري قرار دارند. مي‌خواستند ياران رهبري را به دو گروه تقسيم كنند و مخالفان رهبري را با فردي كه محور است يعني هاشمي و روحانيون همراه او و مردمي كه با ايشانند را جدا كنند و ديگران را نيز از طرق ديگري جذب كنند و در مقابل رهبري قرار دهند.

جريان موسوم به فتنه جديد بايد كنترل شود

اين فعال سياسي با تاكيد بر اين‌كه «جريان موسوم به فتنه جديد كه ضد روحانيت و رهبري است بايد كنترل شود و كليه بسترهايي كه آن‌ها مي‌توانند در آن فعال شوند در اختيار نيروهاي اطلاعاتي قرار گيرد» افزود: طراحان فتنه جديد، فتنه 88 را ساختند و موتور محركه آن بودند. آن‌ها توانستند رقباي خود را به عنوان فتنه‌گر معرفي كنند تا در پشت آن جريان خود را پنهان كنند و بعد اين دو فتنه با هم همكاري كردند و متحد شدند.

دعاگو در مورد سرانجام اين جريان گفت: جريان فتنه كاملا شكست مي‌خورد؛ چراكه اين‌ها تحمل اجراي قانون را ندارند، اگر بخواهند در انتخابات جاري قانون اجرا شود و با سرشاخه‌هاي فتنه جديد برخورد شود آن‌ها تحمل نمي‌كنند و تحمل نكردن‌شان منجر به حذف آن‌ها خواهد شد و كشور نجات پيدا مي‌كند.اگر هم اين جريان دست به تحركي نزند و نظام بتواند اوضاع را كنترل كند و يك صورت آرام به آن داده شود همراه با كنترل شديد تحركات فتنه جديد، كار ايده‌آلي شده است و هزينه‌اي نيز پرداخت نمي‌شود. در اين صورت خود به خود حذف مي‌شوند، با اين پيش فرض كه با همه سرشاخه‌هاي آن برخورد شود.

جامعه روحانيت مبارز در بين گروه‌هاي سياسي مقبوليت بالايي دارد

دعاگو در بخش ديگري از سخنانش درباره جامعه روحانيت مبارز گفت: جامعه روحانيت مبارز تنها تشكلي است كه در بين گروه‌هاي سياسي مختلف بالاترين مقبوليت را دارد نمي‌گويم از اين بيشتر نمي‌شود ولي از مقبوليت كافي برخوردار است.

از مواضعم عقب‌نشيني نمي‌كنم

دعاگو كه به انتقادهاي تند و صريح شهرت دارد در پاسخ به سوالي در مورد واكنش‌هايي كه نسبت به اين موضوع دريافت كرده است، اظهار كرد: من با اعتراضات و تهديدهاي لفظي و كتبي مواجه شده‌ام و در بعضي موارد نيز فضاي نماز جمعه را بر هم زده‌اند و حتي به نفاق و ضديت با ولايت متهم شده‌ام، اما من با اين مسائل از راه به در نمي‌شوم و عقب‌نشيني نمي‌كنم.

وي گفت: پس از قضيه پاليزدار، جريان عليه روحانيت و ولايت برايم قطعي شد و در يك مصاحبه با روزنامه كارگزاران نسبت به اين موضوع هشدار دادم و پاي مواضعم ايستادم.

وي به موضوع ديگري درباره واكنش‌ها به انتقاداتش اشاره كرد و افزود: در جلسه‌اي پيرامون موضوع وحدت سخنراني مي‌كردم كه يك طلبه‌اي از من خواست كه موضعت را درباره آقاي هاشمي روشن كن كه ايشان را از سران فتنه مي‌دانيد يا نه، من گفتم موضع من درباره آقاي هاشمي موضع رهبري است، رهبري ايشان را از سران فتنه نمي‌دانند من هم نمي‌دانم.

وي ادامه داد: يك خبرگزاري نيز خبري تحت عنوان "اعتراض جمعي از طلاب به مواضع دوپهلوي دعاگو در دفاع از سران فتنه" كار كرد كه من جواب دادم و آن‌ها نيز به جوابيه من جواب دادند سپس شكايت كردم؛ چراكه آن‌چه نوشته بودند صددرصد دروغ بود و دادستان سه عنوان مجرمانه نشر اكاذيب، توهين و تهمت را به آن‌ها تفهيم كرد.

 

در برابر نقد تحملي نمي‌بينم

وي در بخش ديگري از سخنانش با بيان اين‌كه « نقد به معناي ديدن نقاط مثبت و منفي هر دو با هم است»‌گفت: شرايط فعلي را براي تحمل نقد مناسب نمي بينم. سياست برخي حذف منتقدين و مخالفين از عرصه است و آن‌جا كه نتوانند حذف كنند سياست محدودسازي را در پيش مي‌گيرند.اگر راست مي‌گويند كه تحمل‌شان بالاست؛ چرا اجازه نمي‌دهند برخي انتقادات در روزنامه‌هاي دولتي چاپ شود، اصلا اجازه نمي‌دهند كه انديشه مخالف به افكار عمومي متصل شود چه رسد به نقد آن‌ها.

به نقل از ایسنا، وي در بخشي از اين گفت‌وگو براي مناظره با رييس‌جمهور اعلام آمادگي كرد و با بيان اين‌كه «من كروبي نيستم كه با دو كلمه كنارم بزنم» اظهار كرد: مگر نمي‌گويند كه با قانون رفتار كنيد، مگر نمي‌خواهند كه اسامي مفسدان را از جيب‌شان در بياورند، پس چرا وقتي كه قوه قضائيه مي‌خواهد به برخي پرونده‌ها رسيدگي كند، اجازه نمي‌دهند محاكمه شود. اگر با فساد اقتصادي مخالفند چرا از برخي افراد دفاع مي‌كنند و آن‌ها را به قانون واگذار نمي‌كنند...../تحلیل:انتخاب



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : footynews

ماجرای صحبت حضرت سليمان و مورچه

حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد .سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد ، و قورباغه به درون آب رفت.


سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد ، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود ، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت .

سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.

مورچه گفت : " ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند . خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند ار آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم . خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد .

این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم وبه دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شناوری کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند ومن از دهان او خارج میشوم ."

سلیمان به مورچه گفت : (( وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟ ))


مورچه گفت آری او می گوید :


ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن

منبع:.seemorgh.com



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : footynews

چگونه رفتار قاطعانه داشته باشیمناراحت هستید اما نمی توانید ناراحتی خود را ابراز کنید از خوشحالی دارید بال در می آورید اما خودتان را...

 

 

چگونه رفتار قاطعانه داشته باشیم

 

ناراحت هستید اما نمی توانید ناراحتی خود را ابراز کنید از خوشحالی دارید بال در می آورید اما خودتان را  که می کشید تنها یک لبخند می زنید از این برنامه خوش تان آمده اما توان این که نظرتان را درباره اش بگویید ندارید از رفتارهای همکارتان خسته شده اید و از کارش رضایت ندارید، اما هنوز نتوانسته اید آن را بگویید!! این رفتارهایی که شما از خودتان نشان می دهید یعنی شما توان ابراز وجود و رفتار قاطعانه را ندارید برای همین همیشه شما می مانید و چیزهایی که دوست دارید ابراز کنید و نکرده اید و یک احساس ناراحتی از این موضوع! در این مواقع همه می گویند مرد باش و نظرت را بیان کن اما راستش رفتار قاطعانه مرد و زن نمی شناسد چون گاهی مردها هم بلد نیستند ابراز وجود کنند و رفتاری قاطع داشته باشند! رفتار قاطعانه یک مهارت است و چه برای مرد چه برای زن، یاد گرفتنش کار سختی نیست.

 

● رفتار باید قاطع باشد!

 

قبل از هر چیزی باید تکلیف خودمان و شما را مشخص کنیم یعنی همین اول مشخص کنیم که رفتار قاطعانه چه رفتاری است که باید دنبالش رفت و یادش گرفت؟! رفتار قاطعانه نه رفتار پرخاشگرانه است نه ظالمانه و نه سلطه جویانه و به رفتاری گفته می شود که مستقیم، صادقانه و مناسب عقاید و احساسات ما باشد. یعنی ما در برابر موضوعات مختلف همان طوری رفتار کنیم که عقیده، احساس و نظر ماست. رفتار قاطعانه مانع سوء استفاده دیگران و تحمیل نظرات و خواسته هایشان به ما می شود و ما می توانیم خواسته ها و نظرات خود را به راحتی ابراز کنیم. لابد با خودتان می گویید حالا اگر آدم رفتار قاطعی نداشته باشد مگر آسمان به زمین می آید راستش را بخواهید بله! وقتی شما رفتار قاطع نداشته باشید یعنی رفتارتان منفعلانه است و ابراز وجود نمی کنید و تفاوت ابراز وجود با رفتار منفعلانه در این است که شما در رفتار منفعلانه از حق خودتان می گذرید اما در ابراز وجود بر حق خود تأکید می کنید و حاضر نیستید کسی حق شما را پایمال کند مثلا در رفتار منفعلانه می دانید که استاد اشتباه کرده و یک نمره به شما کمتر داده اما حاضر نیستید آن را بیان کنید و بی خیال می شوید و در واقع از حق خودتان می گذرید یا راننده تاکسی پول بیشتری از شما گرفته باشد! خیلی ها فکر می کنند وقتی باید رفتار قاطعانه ای داشته باشند یعنی باید رفتار پرخاشگرانه از خودشان نشان دهند و قاطع بودن را با خشونت اشتباهی می گیرند در صورتی که کاملا در اشتباه هستند چون در رفتار پرخاشگرانه آدم ها فقط روی حق خودشان تأکید دارند و به حقوق دیگران تجاوز می کنند اما در رفتار قاطعانه و ابراز وجود، برای فرد هم حق خود و هم حقوق دیگران مهم است و نه به حق خودش و نه حقوق دیگران تجاوز نمی کند.

 

● کی منفعل است، کی قاطع؟!

 

کارشناسان می گویند بین آدم هایی که می توانند رفتار قاطعانه داشته باشند با آن هایی که نمی توانند تفاوت زیادی وجود دارد یعنی افراد منفعل یک ویژگی ها و خصوصیاتی دارند که افراد دارای رفتار قاطعانه ندارند. راستش افرادی که رفتار منفعلانه دارند نسبت به حق و حقوق خود بی تفاوت هستند. کسانی هستند که اعتماد به نفس و عزت نفس پایینی دارند. برای خودشان احترام قائل نمی شوند و دائم خودشان را کوچک و حقیر تصور می کنند و معمولا به این که توسط دیگران یا موقعیت های مختلف کنترل شوند تمایل دارند و دائم هم نسبت به دیگران احساس گناه می کنند. اما کسانی که رفتار قاطع دارند و می توانند به خوبی ابراز وجود کنند برعکس اعتماد به نفس و عزت نفس خوبی دارند. برای خودشان و دیگران احترام و ارزش قائل هستند. در رفتارشان صداقت دارند. اهل سئوال و پرس و جو هستند. به دیگران توجه می کنند و منتظر بازخورد دیگران نسبت به کارشان هستند و البته همیشه انگیزه انجام کارهای خوب را دارند. آنها به کسی بی احترامی نمی کنند و البته اجازه هم نمی دهند کسی به آن ها بی احترامی کند. احساس منفی نسبت به بیان احساسات و خواسته های خود ندارند و نمی گذارند دیگران خواسته هایشان را به آن ها تحمیل کنند. البته آدم هایی که بلد هستند ابراز وجود کنند خودخواه نیستند و برای خواسته های دیگران هم ارزش قائل هستند.

 

● وجودتان را ابراز کنید

 

برای این که بتوانید رفتار قاطعانه داشته باشید و البته ابراز وجود را در خودتان افزایش دهید بد نیست مهارت ها و تمرین های زیر را جدی بگیرید:

 

● منفی و مثبت های خود را بشناسید

 

برای این که بتوانید ابراز وجود را افزایش دهید بهترین روش خودشناسی است. شما بهتر است خودشناسی مثبت و منفی داشته باشید. یعنی ببینید وقتی افکار منفی دارید و اعتماد به نفس تان هم صفر می شود چه رفتارهایی از خودتان نشان می دهید. مثلا بی حوصله می شوید احساس ناراحتی، دلتنگی و خستگی می کنید که نتیجه اش می شود سردرد و کاهش انرژی فیزیکی شما! در این حالت رفتار شما به جای قاطعانه بودن بیشتر منفعلانه، پرخاشگرانه و سلطه جویانه است. اما وقتی اعتماد به نفس دارید افکارتان نسبت به خودتان و دیگران مثبت است. احساس آرامش و خوشی می کنید و رفتارهای تان شجاعانه است و می توانید احساسات و خواسته هایتان را به راحتی بیان کنید. وقتی خودشناسی مثبت می کنید افکار و احساسات مبتنی بر خود ارزشمند را در شما افزایش می دهد و وقتی با افکار مثبت نسبت به خود و دیگران در جمعی حاضر می شوید افراد متوجه توانایی ابراز وجود شما می شوند. وقتی خودشناسی منفی دارید می توانید رفتار و افکار منفی خود را یادداشت کنید و تمرین کنید تا آن ها را کنترل کنید و در عوض رفتارهایی که در خودشناسی مثبت شناسایی کرده اید را جایگزینش کنید.

 

● منطقی مخالفت کنید

 

اگر قرار است رفتار قاطعانه را یاد بگیرید و تحت نظر دیگران نباشید، بهتر است مخالفت منطقی را تمرین کنید. یعنی اگر با نظر دیگران مخالف هستید جان ما به دلیل این که دوست دارید رابطه خوب تان از بین نرود با لبخند زدن و سر تکان دادن، تظاهر به موافقت نکنید. به جای آن که موضوع بحث را تغییر دهید اگر به نظر خودتان اطمینان دارید به صورت فعال مخالفت کنید مثلا اگر کسی از شما می خواهد کار غیر منطقی را انجام دهید از او بپرسید چرا باید این کار را انجام دهید؟! یادتان باشد نباید کاری را بدون پرسش بپذیرید. سعی کنید در آن زمینه صحبت کنید و احساس خود را در آن مورد بیان کنید تا دیگران هم احساس شما را بدانند.

 

● مهارت های ارتباطی را به کار بگیرید

 

اگر می خواهید رفتار قاطعانه را در خود افزایش دهید باید از مهارت های ارتباطی استفاده کنید. مثلا در یک بحث حتما به صحبت افراد گوش دهید و از کلمات مورد علاقه آن ها در پاسخ استفاده کنید. ساده و روان و بدون حاشیه صحبت کنید و مواردی که برای تان سوال است را مطرح کنید. زود قضاوت نکنید و راجع به افراد نتیجه گیری نکنید چون باعث بحث های کم اهمیت بین شما و دیگران می شود اجازه بدهید افراد جملات خود را کامل بیان کنند و منظورشان را منتقل کنند، بعد شما اظهارنظر کنید. حتما در یک بحث از سوال های بسته و باز استفاده کنید یعنی اگر می خواهید افراد را به حرف زدن تشویق کنید از سوال های باز که معمولا با کلمات چرا، چه چیزی و چگونه آغاز می شود استفاده کنید و اگر می خواهید اطلاعات واقعی به دست بیاورید از سوال های بسته که پاسخ های بله یا خیر دارند استفاده کنید.

 

کسی که رفتار قاطعانه دارد خودش را مسئول اعمالش می داند نه دیگران! و مسئولیت و نگرش خود را با گفتن کلمه «من» نشان می دهد. موقع گفت وگو سعی کنید زبان طرف مقابل تان را بشناسید بعد با او صحبت کنید. یعنی به صحبت آن ها گوش دهید تا بفهمید آن ها بیشتر از کدام فرآیند حسی استفاده می کنند بینایی، شنوایی یا حرکتی و بعد سعی کنید از همان زبان برای صحبت با او استفاده کنید به این می گویند همسانی زبان و اگر قرار است رفتار قاطعانه را در خود افزایش دهید بهتر است از گفت وگوی مثبت استفاده کنید یعنی از کلمات مثبت به جای کلمات منفی استفاده کنید. گفت وگوی مثبت به معنی انکار مشکل نیست بلکه کمک می کند شما با حاشیه کمتری مشکل را حل کنید چون با گفت وگوی مثبت شما در آن ها حس اعتماد ایجاد می کنید.

منبع:khorasannews.com



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : footynews

 

 

نقش عذرخواهی در استحکام روابط اجتماعی

 

هر از گاهی روابط میان اعضای خانواده و افراد جامعه به سبب تضاد منافع و یا سوءتفاهم و سوء برداشت، دچار  اختلال می شود. در بسیاری از موارد می توان با پوزش و عذرخواهی، از این بحران به سادگی گذشت و حتی روابط را بیش از پیش استحکام بخشید.

 

با این همه به علل روان شناسی و غیرآن، شرایط به گونه ای رقم می خورد که اشخاص حتی تن به پوزش زبانی نمی دهند و عذرخواهی نمی کنند. این جاست که گره ای که با دست باز می شود، دیگر با دندان نیز باز نخواهد شد. آموزش پوزش خواهی به افراد جامعه به ویژه کودکان در سن جامعه پذیری از اصول تربیت اسلام است.

 

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی سعی کرده تبیین روشنی از مساله ارائه دهد. اینک با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

 

هر جامعه ای بر پایه پیوندها و روابط اجتماعی، شکل می گیرد. هرچند که علل و عوامل پیوندها از خویشی گرفته تا منافع پایدار یا زودگذر در نوسان است، ولی همین علل و عوامل موجب می شود تا عناصر گوناگون جامعه به عنوان اعضای آن در کنار هم قرار گیرند.

 

به سخن دیگر، پازل جامعه، ترکیبی از عناصر و افرادی است که گاه تنها در کوچک ترین امور با هم مشترک هستند و همین اشتراک موجب می شود تا در کنار دیگر اعضا و اجزا، جامعه را بسازد. البته هرچه مشترکات میان افراد و اجزا بیش تر باشد، جامعه از استحکام بیش تر و بهتری برخوردار خواهد بود؛ از این رو جوامع ایمانی که از آن به امت یاد می شود به سبب اشتراکات در عقیده و ایمان و نیز عواطف و احساسات دارای استحکام و انسجام بیش تری است.

 

● جامعه ایمانی، گذر تا مرز ایثار

 

دراین جوامع ایمانی، همکاری ها تا مرز همدلی ها و همدردی ها بالا می رود و فراتر از عدالت، احسان است که روابط اجتماعی میان افراد جامعه ایمانی را تنظیم می کند و برادر ایمانی جایگزین عضویت اجتماعی می شود و انسان ها تا حد ایثار و گذشت بالا می روند و از حق عادلانه خویش می گذرند تا دیگر برادران ایمانی از نصیب و بهره ای بیش تر برخوردار شوند؛ زیرا براین باورند که آن چه مصرف می کنند، مصرف شده ولی آن چه بخشیده اند، با افزایشی چند برابر و مضاعف ذخیره شده است، درحالی که از آثار غیرمستقیم ایثار خود نیز در همین دنیا بهره مند می شوند.

 

در جوامع ابتدایی و غیرایمانی، آن چه بیش از پیش به چشم می آید، منافع و مصالح است؛ زیرا افراد جامعه برای منافع و مصالحی در کنار هم گرد آمده اند. لذا در تضاد منافع و مانند آن نیازمند قوانین عقلانی عادلانه ای هستند تا مرزها را مشخص کنند و دست تجاوز به حقوق را قطع نماید و یا دور سازد.

 

شگفت این که حتی در روابط میان همسران نیز این گونه عمل می شود؛ زیرا عقد میان همسران را قراردادی همانند دیگر قراردادهای اجتماعی مانند خرید و فروش می دانند که هرکسی کالایی را می دهد و بهایی می ستاند. این گونه است که حقوق همسران در چارچوب قراردادهایی همانند دیگر قراردادها تعیین و تبیین می شود. هر یک از همسران، در این چارچوب زندگی می کند و حقوق خویش را می طلبد.

 

اما در جوامع ایمانی که بر پایه فطرت بنیان گذاشته شده است، روابط میان افراد جامعه چه رسد به همسران، بر پایه مودت و محبت نهاده شده است و هر یک از افراد جامعه با دیگری، از جایگاه ولایت رفتار می کند. همین ولایت محبت است که انسان ها را تا مرز همدلی بلکه همدردی و ایثار بالا می برد و روابط بر محور احسان فراتر از عدالت و حقوق شکل می گیرد.

 

در میان همسران، این مسئله به مراتب تشدید می شود و آن چه در همه جا دیده می شود، احسان و عفو و ایثار می باشد. ازاین رو کمترین تضاد را می توان در میان همسران یافت؛ زیرا عشق و محبت و مودت است که حاکم بر روح زندگی خانوادگی است و همسران کم ترین توجه را به حقوق خویش دارند؛ زیرا می کوشند تا فراتر از حقوق با یک دیگر تعامل داشته باشند و از روی احسان و محبت و مودت با هم رفتار نمایند.

 

در جامعه ایمانی نیز این گونه عمل می شود. از این رو، کم تر چیزی به نام تضاد منافع و اختلاف در حقوق پیش می آید؛ زیرا هر کسی می کوشد تا با دیگری از روی احسان و ایثار عمل نماید و فراتر از عدالت و حقوق، در حق دیگری نیکی و احسان کند.

 

اگر در جوامع بشری عدالت باید به عنوان کف روابط باشد که تاکنون نبوده، در جوامع ایمانی و امت اسلامی کف روابط باید احسان و سقف آن ایثار و گذشت باشد؛ به گونه ای که دیگران حتی اسیران از دشمنان را بر خود مقدم دارند و در حق ایشان ایثار کنند. خداوند در آیاتی چند، کف روابط میان مومنان را احسان دانسته و اگر بر عدالت تاکید کرده است تنها برای آن است که جامعه در یک فرایندی می بایست از مرز عدالت شروع کند و از آن جایی که بسیاری از مردم حتی تن به احکام عقل و اصول عدالت نمی دهند، بر آن تاکید شده است؛ اما اگر جامعه ایمانی عدالت را به جا آورده و سپس از مقام عقل به مقام دل برسد و احسان و همدلی را کف روابط اجتماعی قرار دهد، آن گاه می توان به مقام ایثاری رسید که حتی خود نمی خورد و به دیگری می دهد. چنان که اهل بیت(ع) در اوج قرار گرفتند و حتی به اسیرانی از دشمنان خود ایثار کردند. خداوند در آیات ۸ و ۹ سوره دهر یا همان انسان درباره ایثارگری اهل بیت(ع) به عنوان سرمشق و الگوی جامعه ایمانی می فرماید: و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا ¤ انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لاشکورا؛ طعام خود را با میل و اشتهایی که بدان دارند (و براساس محبت الهی)، به مسکین و یتیم و اسیر می خورانند (و می گویند) ما به خاطر خدایمان شما را اطعام می کنیم و از شما پاداشی نمی خواهیم و در انتظار تشکر و سپاسی هم نمی مانیم.

 

خداوند در آیه ۹ سوره حشر نیز وضعیت مومنان را این گونه تشریح و تبیین می کند: و یوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه ؛ آنان تهیدستان را بر خودشان مقدم می دارند، اگر چه نیاز سخت به آن غذا و یا نعمت داشته باشند.

 

بنابراین، جامعه ایمانی فراتر از عدالت و احسان بر مدار ایثار می گردد؛ هرچند که چنین کاری برای توده های مردم سخت است ولی لازم است که دست کم کف جامعه انسانی یعنی عدالت و کف جامعه ایمانی یعنی احسان را مراعات کنند.

 

اگر در جامعه ایمانی این گونه عمل شود، دیگر جایی برای اختلافات نخواهد ماند و روابط در اوج برادری ایمانی خواهد بود. اما چنان که گفته شد، کم تر کسانی هستند که در مقام ایثار قرار می گیرند و امید است که جامعه ایمانی بر اساس احسان رفتار نماید و از خطا و گناهان افراد جامعه چشم پوشی و گذشت کند و پوزش ایشان را بپذیرد.

 

● عذرخواهی، گامی در مسیر احسان

 

چنان که گفته شد، جامعه ایمانی در اوج خود بر مدار و محور ایثار می گردد، اما از آن جایی که توده های مردم حتی با عدالت خو نگرفته اند چه رسد به احسان و ایثار، لازم است تا در یک فرآیندی از عدالت فراتر آیند و در مقام احسان، زندگی و روابط اجتماعی را سامان دهند.

 

این جاست که هر عضوی از اعضای جامعه ایمانی لازم است تا نسبت به حقوق خود برای افزایش ارتباط اجتماعی گذشت کند و اگر در همه موارد نمی تواند، دست کم در برخی از موارد از در احسان و گذشت وارد شود.

 

بسیار پیش می آید که افراد جامعه به سبب خطا در حکم و یا اشتباه در مقام موضوع شناسی و مقام تطبیق، دچار خطار و اشتباه می شوند و حتی گاه به سبب جهالت و نادانی، گناهی را مرتکب می شوند و در دام ابلیس و شیطان می افتند. در این موارد، عمل به عدالت و حق موجب می شود که کار بر افراد جامعه سخت تر شود، زیرا کینه ها را نیز گاه سبب می شود. در این جاست که احسان و گذشت می تواند، جامعه را به سوی کمال سوق دهد؛ زیرا به جای حکم عقل به حکم دل و عواطف توجه شده و مهر و محبت را اصالت بخشیده و جایگزین خشونت عدالت می کند.

 

البته برای بسیاری از مردم، عذرخواهی سخت است و بدتر این که برای برخی دیگر حتی عذرتراشی و بهانه جویی آسان می باشد. جامعه ایمانی باید به گونه ای تربیت شود که عذرخواهی براساس نیت پاک و خلوص (توبه، آیات ۱۹ تا ۳۹) انجام گیرد و از عذرتراشی بیرون رود؛ زیرا عذرتراشی نه تنها کار را به سامان نمی رساند بلکه سخت تر و بدتر می کند. بنابراین می بایست صادقانه و خالصانه عذر تقصیر آورد و توبه خویش را به نمایش گذاشت و تمرد و طغیان را در نفس و جان خویش توبیخ کرد.

 

البته بهتر است که عذرخواهی و پوزش طلبی پیش از آن که زمان و وقت آن بگذرد انجام گیرد، نه این که آن قدر طول داد که از زمان خود بگذرد و اثر خود را از دست دهد. خداوند در آیات ۳۱ تا ۵۱ سوره قیامت به این نکته توجه می دهد که ارزش عذرخواهی در این است که در زمان خود اتفاق بیفتد و این اندازه طولانی نشود که دیگر ارزش خود را از دست دهد.

 

هر کسی می داند که چه کرده و چگونه به خطا و اشتباه افتاده و یا گناهی مرتکب شده است. پس بهتر است که براساس شناختی که از خود دارد، دست از بهانه تراشی و بهانه جویی بردارد و با پوزش از خدا یا افراد جامعه ای که در حق ایشان ظلم و ستمی روا داشته و حقی را ناحق کرده، خود را در مسیر احسان قرار دهد.

 

هرگاه شخص، عذر بخواهد خود را در معرض احسان الهی و مردم قرار داده است و از برکات احسان خود و جامعه برخوردار و بهره مند می شود.

 

● کاری نکن تا پوزش بخواهی

 

انسان نباید کاری کند که مجبور به عذرخواهی شود. اگر کارهای انسان همواره معروف و خیر و پسندیده باشد، نیازی به عذر و پوزش نیست. اما به هر حال انسان در شرایطی قرار می گیرد که لازم است که عذر بخواهد. در این جاست که پذیرش پوزش از سوی دیگران به عنوان احسان تلقی می شود.

 

البته گاه شرایطی ایجاد می شود که شخص می بایست به صراحت موضع خود را در مسئله بیان کند و عذر خود را اعلام کند. این مسئله به ویژه در مواردی که باید به قطع موقت یا دایم رابطه ای بینجامد لازم و ضروری است تا این قطع رابطه به معنای خروج از دایره ایمان تلقی نگردد و روابط برادری را از میان برندارد و به کینه و دشمنی تبدیل نشود؛ زیرا در برخی از موارد لازم است تا شخصی نوع رابطه خود را با دیگری محدود کرده یا حتی قطع نماید؛ زیرا دلیل قوی تر وجود دارد که اجازه تداوم رابطه را نمی دهد.

 

در داستان خضر(ع) و موسی(ع) این مطلب مورد توجه قرارگرفته است که قطع هرگونه رابطه باید براساس دلیل و عذر مقبولی باشد. از آن جایی که موسی(ع) متعهد شده بود که تا پایان همراهی پرسشی نکند، اما تخلف وی موجب شد تا حضرت خضر(ع) عذر موجهی برای جدایی داشته باشد. (کهف، آیات۶۷و ۸۷)

 

اما اگر این عذرخواهی پس از زمان طولانی اتفاق افتد یا به معنایی عذرتراشی باشد، در این گونه موارد عذر پذیرفته نمی شود (نساء، آیه۷۹) و یا عذر کسانی که تمام زشتی ها را تا جایی که می توانند انجام می دهند و هنگام ناتوانی عذر می تراشند، پذیرفته نخواهد شد. (توبه، آیات ۲۶تا ۶۶ و نیز آیات۲۴و ۳۴ و روم، آیات۷۵ و نیز غافر، آیه۲۵ و قیامت، آیات۳۱تا ۵۱)

 

اما درباره کسانی که می دانید در اثر خطا و اشتباهی گناهی مرتکب شده اند می بایست تا جایی که امکان دارد حتی برای انجام عمل و کارشان توجیهاتی تراشید تا شخص خود را بیابد و از اشتباه خود درس گیرد. امیر مؤمنان علی(ع) در این باره فرمودند: اقبل عذر اخیک، و ان لم یکن له عذر فالتمس له عذرا؛ عذر برای خود را بپذیر، و اگر او عذری نداشت برادر خطای او عذری بتراش. (بحارالانوار، ج۴۷، ص۱۶۵)

 

البته چنان که گفته شد، انسان باید کاری نکند که مجبور به پوزش باشد. از این رو پیامبر(ص) می فرماید: ایاک و ما تعتذر منه؛ فان فیه الشرک الخفی؛ زنهار از کاری که به سبب آن پوزش بخواهی؛ زیرا در این کار شرک پنهان، است. (بحارالانوار؛ ج۸۷، ص۲۰۰، ح۸۲.) و امیرمؤمنان می فرماید: ایاک و ما تعتذر منه؛ فانه لایعتذر من خیر؛ زنهار از کاری که به سبب آن پوزش بخواهی؛ چرا که از کار خوب پوزش خواهی نمی شود. (بحارالانوار: ج۱۷، ص۳۶۹، ح۹۱)

 

بنابراین بهتر است کاری کرد که نیازمند پوزش نباشد، چرا که عزت آدمی در آن است. امیر مؤمنان می فرماید: الاستغناء عن العذر أعز من الصدق به؛ نیاز نیافتن به پوزش خواهی، عزت بخش تر از پوزش خواهی موجه است. (نهج البلاغه، الحکمه ۹۲۳)

 

از آن حضرت در نامه ای به حارث همدانی آمده است: و احذر کل عمل اذا سئل عنه صاحبه انکره أو اعتذر منه، و لا تجعل عرضک غرضا لنبال القول؛ بپرهیز از هر کاری که اگر از کننده آن درباره اش بازخواست شود، انکارش کند و یا پوزش خواهد و آبروی خود را آماج تیرهای سخن مردم قرار مده. (نهج البلاغه، نامه۹۶)

 

پذیرش عذر، امری پسندیده است. بنابراین اگر کسی عذر و پوزش خواست باید پوزش وی پذیرفته شود. خداوند در آیه۹۹۱ سوره اعراف به پیامبر(ص) فرمان می دهد که عذر خطاکاران را بپذیرد و آنان را به سبب بدکاری شان مواخذه نکند. (مجمع البیان، ج۳و ۴، ص۷۸۷) زیرا پذیرش عذر مؤمنان معذور، تبلور غفران و رحمت الهی است. (توبه، آیات۶۸ و ۱۹ و نیز نحل، آیات۶۰۱ و ۰۱۱)

 

از امام حسن مجتبی(ص) روایت است که فرمود: در انتقام گرفتن شتاب مکن و راهی برای پوزش خواهی و عفو باقی بگذار.

 

بنابراین، اگر عذری آورد از وی بپذیرید و اگر مؤمن است حتی برای کارش خودتان عذری بتراشید و او را مواخذه نکنید؛ زیرا این گونه احسان و ایثار موجب می شود تا روابط اجتماعی گرم تر و صمیمی تر شود و الفت میان افراد آن افزایش یابد و کینه ها و دشمنی ها به صلح و صفا و مهر و محبت تبدیل گردد.

 

از آن جایی که هر انسانی سلیقه خاص و شیوه تفکر ویژه ای برای خود دارد، گاه این اختلاف سلایق و علایق و شیوه های تفکر و روش های ارتباط سبب درگیری می شود. پیدایش این مسائل در روابط اجتماعی، گریزناپذیر است، ولی آنچه مهم است شیوه صحیح برخورد با اختلاف هاست. در این مواقع هر یک از افراد جامعه وظایفی بر عهده دارند. اولین وظیفه هر انسان مؤمن در جامعه ایمانی این است که تحمل اشتباه دوستان را داشته باشد. حضرت علی(ع) می فرماید: لغزش دوستت را تحمل نما برای زمانی که می خواهی دشمنت را متقاعد کنی.»

منبع:kayhannews.ir



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : footynews

 

یک روش عجیب برای محافظت از قلب!

 

این روش بسیار موثر ولی کمی عجیب است ؟!

 

پزشکان دانشگاه سینسیناتی ادعا کرده‌اند که خوردن دونات پس از مصرف تنقلات و فست فود می‌تواند روشی برای محافظت از قلب باشد.

 

شاید تاکنون بارها و بارها از زبان پزشکان شنیده‌اید که خوردن فست فود و تنقلات مثل چیپس و ژامبون سلامت قلب را به خطر می‌اندازد. اما در واقع اگر پس از این خوردنی‌ها، دونات بخورید در واقع بهترین روش برای محافظت از قلب است.

 

 

یک روش عجیب برای محافظت از قلب!

 

 

به گزارش روزنامه دیلی میل، این پزشکان می‌گویند این روش درمانی عجیب و چرب تا حدودی ماهیچه قلب را تقویت می‌کند و از میزان آسیب دیدگی قلب در هنگام وقوع سکته قلبی می‌کاهد.


دکتر لائورن هار، متخصص دانشگاه سینسیناتی در این باره اظهار داشت: این یافته نشان می‌دهد که رژیم غذایی پرچرب زیاد یا کوتاه مدت در حیوانات آزمایشگاهی از عملکرد قلب حفاظت می‌کند. با وجود این یافته، پزشکان تاکید کردند که انجام مطالعات بیشتر در این زمینه مورد نیاز است و باید احتیاط‌های لازم طبق دستورات پزشکی معمول صورت بگیرد.

 



ادامه مطلب
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
 

از آنجایی که برای دعای شرف الشمس هیچ زمان خاصی معلوم نیست و هر کس یک روز و یک ساعت متفاوتی را بدون هیچ استدلالی بیان میکند تصمیم گرفتیم یک بار برای همیشه به این سوال پاسخ علمی دهیم.

 
شرف الشمس
 

به گزارش سایت سیلور۹۵، در روز ۱۹ فروردین هر سال که نزد منجمان اسلامی به شرف‌الشمس معروف است، دعای خاصی که به دعای شرف‌الشمس معروف است توصیه شده و بسیاری آن را بر روی سنگ زرد حکاکی کرده و با خود حمل می‌کنند.


«نوزدهمین روز از ماه فروردین برای منجمان مسلمان اهمیت ویژه‌ای داشته است. روزی که خورشید ۱۹ درجه در برج حمل (فروردین) باشد. آن‌ها می‌گویند این روزخاص بنابه محاسبات نجومی، روزی خوش یمن و بابرکت است و البته در ساعت‌های خاصی در این روز، بهترین موقعیت خورشید در کهکشان در سال است. ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم در باب «در احکام نجوم» فصل «بهرهای (بهره‌ها) ستارگان اندر بروج» زیر عنوان «شرف و هبوط ستارگان کدامند ‌» مطالبی را در خصوص شرف سیارات نوشته است. بر اساس جدول کتاب التفهیم، شرف الشمس هنگامی است که خورشید ۱۹ درجه در برج حمل باشد. در میان عامه مردم هم این روز، روزی است که موکلان خورشید به زمین می‌آیند و چند ساعتی را در زمین می‌گذرانند. ساعت‌هایی که برای اهل زمین، از جمله خوش یمن‌ترین ساعت‌ها سال است.»
محاسبه علمی روز شرف‌الشمس:
هر سال خورشیدی به ۱۲ برج خورشیدی تقسیم می‌گردد که هر برج خورشیدی به میانگین ۳۰ قوس خورشیدی تقسیم می‌گردد که در اصطلاح عامیانه به برج خورشیدی ماه گفته می‌شود و به قوس خورشیدی روز، که این اصطلاح‌ها نادرست است چون کلمه ماه مبنای اندازه گیری ماه قمری هست که معیار آن چرخش ماه به دور زمین است نه زمین به دور خورشید و کلمه روز هم معیار اندازه گیری صحیح نیست زیرا مبنای سال‌ها و زمان‌های نجومی کل کره زمین است و نه فقط کشور ایران ،زیرا وقتی در کشور ایران روز است در آن طرف کره زمین شب هست و معیار قوس خورشیدی چرخش کل کره زمین است.
هر قوس خورشیدی ۲۴ ساعت قرارداد شده ولی ۲۴ ساعت کامل نیست و در واقع ۲۳ ساعت و ۵۶ دقیقه و ۳ ثانیه است که با این حساب هر روز ۳ دقیقه و ۵۷ ثانیه کم می‌آورد و به عبارتی هر ۴ سال یک روز کم می‌آورد و آن سال را سال کبیسه نامگذاری می‌کنند و یک روز به آن سال اضافه می‌شود.
برای نوشتن دعای شرف الشمس زمانی که روایت شده قوس ۱۹ برج حمل است.
در جدول زیر زمان هر قوس را آورده ایم :


زمان حکاکی شرف الشمس ۱۳۹۷ از نوزده فروردین ساعت ۱۷ و ۱۹ دقیقه و ۴ ثانیه تا بیست فروردین ساعت ۱۷ و ۱۵ دقیقه و ۷ ثانیه میباشد.


خواص شرف الشمس

سفارش لوح کبیر شرف‌الشمس


  مهره مار
مهره مار اصل هندی

مهره مار اصل هندی بر روی هفت جوش سحاکی و پوست آهو


مهره مار چیست ؟
در یک گونه خاصی از مار برای یافتن دئ جفت در فصل جفتگیری قسمتی جدید رشد میکند که خاصیت مقناطیسی دارد و باعث میشود جنس نر و ماده همدیگر را بتوانند پیدا کنند و دیگر نیز نشان دهنده بالق بودن هر دو حیوان هست . که البته بعد از جفت گیری مهره ها از بدن حیوان جدا میگردد و به زمین می افتد .
در زمان قدیم به علت کمیاب بودن این گونه مار و شرایت سخت پیدا کردن مهره ما بعد از جفت گیری یا توسط شکارچی یک پارچه روی دو عدد مار در حال جفتگیری می انداخت و مهره ها در پارچه میماند . این مهره ها را هر کس بدست می اورد نزد و اعمال خاصش را انجام میداد بعد از چند مدت چنان زندگیاش تغییر پیدا میکرده که همه متوجه میشند که فلانی مهره مار دارد . زیرا قدیمیان عقیده داشتند که انرژی کخ موجب میشود دو مار همدیگر را از فاصله های خیلی دور به راحتی پیدا کنند بر روی انسان نیز تاثیر داشته و مقناطیسش موجب محبوبیت زیاد فرد میگردد و سخنش در هر جمعی خریدار دارد و باعث جذب جنس مخالف میگردد . از این رو از ان به عنوان بخت گشا نیز یاد میشده است.
امروزه در هندوستان مزرعه هایی از این نوع مار درست کرده اند و مار ها در درون جعبه هایی کوچک زندگی میکنند و بعد از عمل جفتگیری مهره هایشان در همان جعبه میماند . البته نه فقط از مهره این نوع مار بلکه از زهر این مار و از گوشت و پوستش نیز سود کلانی بدست می اورند ولی این عمل باعث شده تا بهره مار در حال حاظر راحت تر یافت شود.
دعای مخصوص
در کتاب های دعای قدیمی سه دعا برای مهره مار ذکر شده است.
دعای اول زبان بند سحاکی است که بر روی هفت جوش نوشته میشود.
نمونه هفت جوش
مهره مار
دعای دوم رزق و روزی هست و محبت بین خانواده که روی پوست اهو نوشته میگردد.
و دعای سوم جذب جنس مخالف است که بر روی طلا حکاکی میگردد.
نمونه مهره مار
مهره مار بر روی لوح طلا
  برای خرید مهره مار اصلی میتوانید به وبسایت زیر مراجعه کنید.
خرید مهره مارهندی
یا با شماره تماس ۰۹۱۱۴۴۴۳۰۸۰ تماس حاصل نمایید.
و یا اپلیکیشن اندروید مهره مار را دانلود کنید از قرعه کشی روزانه یک عدد مهره مار بهره مند شوید.
دانلود
 

ادامه مطلب
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
 

از آنجایی که برای دعای شرف الشمس هیچ زمان خاصی معلوم نیست و هر کس یک روز و یک ساعت متفاوتی را بدون هیچ استدلالی بیان میکند تصمیم گرفتیم یک بار برای همیشه به این سوال پاسخ علمی دهیم.

 
شرف الشمس
 

به گزارش سایت سیلور۹۵، در روز ۱۹ فروردین هر سال که نزد منجمان اسلامی به شرف‌الشمس معروف است، دعای خاصی که به دعای شرف‌الشمس معروف است توصیه شده و بسیاری آن را بر روی سنگ زرد حکاکی کرده و با خود حمل می‌کنند.


«نوزدهمین روز از ماه فروردین برای منجمان مسلمان اهمیت ویژه‌ای داشته است. روزی که خورشید ۱۹ درجه در برج حمل (فروردین) باشد. آن‌ها می‌گویند این روزخاص بنابه محاسبات نجومی، روزی خوش یمن و بابرکت است و البته در ساعت‌های خاصی در این روز، بهترین موقعیت خورشید در کهکشان در سال است. ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم در باب «در احکام نجوم» فصل «بهرهای (بهره‌ها) ستارگان اندر بروج» زیر عنوان «شرف و هبوط ستارگان کدامند ‌» مطالبی را در خصوص شرف سیارات نوشته است. بر اساس جدول کتاب التفهیم، شرف الشمس هنگامی است که خورشید ۱۹ درجه در برج حمل باشد. در میان عامه مردم هم این روز، روزی است که موکلان خورشید به زمین می‌آیند و چند ساعتی را در زمین می‌گذرانند. ساعت‌هایی که برای اهل زمین، از جمله خوش یمن‌ترین ساعت‌ها سال است.»
محاسبه علمی روز شرف‌الشمس:
هر سال خورشیدی به ۱۲ برج خورشیدی تقسیم می‌گردد که هر برج خورشیدی به میانگین ۳۰ قوس خورشیدی تقسیم می‌گردد که در اصطلاح عامیانه به برج خورشیدی ماه گفته می‌شود و به قوس خورشیدی روز، که این اصطلاح‌ها نادرست است چون کلمه ماه مبنای اندازه گیری ماه قمری هست که معیار آن چرخش ماه به دور زمین است نه زمین به دور خورشید و کلمه روز هم معیار اندازه گیری صحیح نیست زیرا مبنای سال‌ها و زمان‌های نجومی کل کره زمین است و نه فقط کشور ایران ،زیرا وقتی در کشور ایران روز است در آن طرف کره زمین شب هست و معیار قوس خورشیدی چرخش کل کره زمین است.
هر قوس خورشیدی ۲۴ ساعت قرارداد شده ولی ۲۴ ساعت کامل نیست و در واقع ۲۳ ساعت و ۵۶ دقیقه و ۳ ثانیه است که با این حساب هر روز ۳ دقیقه و ۵۷ ثانیه کم می‌آورد و به عبارتی هر ۴ سال یک روز کم می‌آورد و آن سال را سال کبیسه نامگذاری می‌کنند و یک روز به آن سال اضافه می‌شود.
برای نوشتن دعای شرف الشمس زمانی که روایت شده قوس ۱۹ برج حمل است.
در جدول زیر زمان هر قوس را آورده ایم :


زمان حکاکی شرف الشمس ۱۳۹۷ از نوزده فروردین ساعت ۱۷ و ۱۹ دقیقه و ۴ ثانیه تا بیست فروردین ساعت ۱۷ و ۱۵ دقیقه و ۷ ثانیه میباشد.


خواص شرف الشمس

سفارش لوح کبیر شرف‌الشمس


  مهره مار
مهره مار اصل هندی

مهره مار اصل هندی بر روی هفت جوش سحاکی و پوست آهو


مهره مار چیست ؟
در یک گونه خاصی از مار برای یافتن دئ جفت در فصل جفتگیری قسمتی جدید رشد میکند که خاصیت مقناطیسی دارد و باعث میشود جنس نر و ماده همدیگر را بتوانند پیدا کنند و دیگر نیز نشان دهنده بالق بودن هر دو حیوان هست . که البته بعد از جفت گیری مهره ها از بدن حیوان جدا میگردد و به زمین می افتد .
در زمان قدیم به علت کمیاب بودن این گونه مار و شرایت سخت پیدا کردن مهره ما بعد از جفت گیری یا توسط شکارچی یک پارچه روی دو عدد مار در حال جفتگیری می انداخت و مهره ها در پارچه میماند . این مهره ها را هر کس بدست می اورد نزد و اعمال خاصش را انجام میداد بعد از چند مدت چنان زندگیاش تغییر پیدا میکرده که همه متوجه میشند که فلانی مهره مار دارد . زیرا قدیمیان عقیده داشتند که انرژی کخ موجب میشود دو مار همدیگر را از فاصله های خیلی دور به راحتی پیدا کنند بر روی انسان نیز تاثیر داشته و مقناطیسش موجب محبوبیت زیاد فرد میگردد و سخنش در هر جمعی خریدار دارد و باعث جذب جنس مخالف میگردد . از این رو از ان به عنوان بخت گشا نیز یاد میشده است.
امروزه در هندوستان مزرعه هایی از این نوع مار درست کرده اند و مار ها در درون جعبه هایی کوچک زندگی میکنند و بعد از عمل جفتگیری مهره هایشان در همان جعبه میماند . البته نه فقط از مهره این نوع مار بلکه از زهر این مار و از گوشت و پوستش نیز سود کلانی بدست می اورند ولی این عمل باعث شده تا بهره مار در حال حاظر راحت تر یافت شود.
دعای مخصوص
در کتاب های دعای قدیمی سه دعا برای مهره مار ذکر شده است.
دعای اول زبان بند سحاکی است که بر روی هفت جوش نوشته میشود.
نمونه هفت جوش
مهره مار
دعای دوم رزق و روزی هست و محبت بین خانواده که روی پوست اهو نوشته میگردد.
و دعای سوم جذب جنس مخالف است که بر روی طلا حکاکی میگردد.
نمونه مهره مار
مهره مار بر روی لوح طلا
  برای خرید مهره مار اصلی میتوانید به وبسایت زیر مراجعه کنید.
خرید مهره مارهندی
یا با شماره تماس ۰۹۱۱۴۴۴۳۰۸۰ تماس حاصل نمایید.
و یا اپلیکیشن اندروید مهره مار را دانلود کنید از قرعه کشی روزانه یک عدد مهره مار بهره مند شوید.
دانلود
 

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : footynews
نمایندگی برندها در ایران

ایجاد نمایندگی کانن در ایران به بیش از نیم قرن پیش باز می گردد. زمانی که شرکت کانن در ژاپن تصمیم به ایجاد نمایندگی کانن در ۴۸ کشور در جهان گرفت. پس در همین راستا یک نمایندگی فروش و یک نمایندگی خدمات پس از فروش دوربین کانن در ایران قرار داد، تا مشتریان هنگامی که از نمایندگی کانن خرید می کنند، دیگر نگران تعمیرات دوربین کانن خود نباشند. احداث نمایندگی کانن در ایران، باعث افزایش فروش دوربین کانن به میزان چشمگیری در ایران شد و وجود نمایندگی کانن در ایران توانست اعتماد مردم را به کانن جذب کند و محبوبیت دوربین کانن را در میان مردم ایران افزایش دهد، به طوری که طبق آمار گرفته شد در ایران ، دوربین کانن بیشترین فروش را به خود اختصاص داده است.


خدمات فروش پرینتر کانن ، اسکنر کانن و فتوکپی کانن در نمایندگی کانن انجام می گردد. مشاوران نمایندگی کانن ، قبل از خرید هر کدام از محصولات کانن، شما را راهنمایی خواهند کرد، تا بهترین محصول کانن را با توجه به نیاز خود برگزینید. لذا توصیه می کنیم جهت خرید بهتر و انتخاب محصول متناسب با نیاز خود با کارشناسان فروش در نمایندگی کانن تماس حاصل فرمایید . علاوه بر این، می توانید از مزایای خدمات پس از فروش در نمایندگی کانن بهره مند شوید.
احداث نمایندگی نیکون در ایران به دو دهه ی پیش بر میگردد. زمانی که شرکت نیکون در توکیوی ژاپن تصمیم گرفت تا تعداد نمایندگی نیکون را در قاره ی کهن افزایش دهد. به همین خاطر یک نمایندگی فروش نیکون و یک نمایندگی خدمات پس از فروش دوربین نیکون در ایران ایجاد کرد، تا خریداران زمانی که از نمایندگی نیکون خرید می کنند، دیگر نگرانی از لحاظ خرابی و تعمیر دوربین نیکون خود نباشند. از دیگر دلایل شرکت نیکون برای ایجاد نمایندگی نیکون در ایران، گسترش اطلاع رسانی به مردم به سبب افزایش فروش دوربین نیکون در ایران بوده است، که پس از گذشت یک دهه، فروش در نمایندگی نیکون ۸۲/۳ برابر افزایش یافته است و دوربین نیکون امروزه از پرفروشترین برند های دوربین موجود در ایران است.
برای خرید دوربین کانن و نیکون با شماره ۶۶۵۷۶۱۹۰ – ۰۲۱ تماس حاصل فرمایید


ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : footynews

 

 

۱۰ توصیه به سالمندان کم شنوا

 


۱) مشکل خود را به دیگران بگویید و از این موضوع خجالت نکشید چرا که یک موضوع کاملا عادی است.

۲) از دیگران درخواست کنید رو به شما، کندتر و با وضوح بیشتر با شما حرف بزنند اما فریاد نکشند.

۳) به صحبت های بیان شده و حالات صورت و ژست های افراد توجه کنید تا شنیدن کلمات برایتان راحت تر شود.

۴) اجازه دهید تا شخص سخنگو بداند که صحبت هایش را متوجه نشده اید و از او بخواهید که جمله ای که نشنیده اید را دوباره تکرار کند.

۵) توصیه های کلیدی برای مواجهه با سالمندان کم شنوا

۶) در محلی صحبت کنید که نور کافی و سروصدای زمینه ای کمی داشته باشد.

۷) با وضوح صحبت کنید و سرعت مناسبی برای کلام خود در نظر بگیرید. در عین حال، دهان خود را نپوشانید و حین گفت وگو از خوردن و آدامس جویدن بپرهیزید.

۸) از تغییرات حالت صورت برای راهنمایی مفید به شخص استفاده کنید.

۹) جمله خود را در صورت نیاز تغییر دهید و تکرار کنید و حین صحبت کردن با یک سالمند کم شنوا صبور و آرام باشید.

۱۰) سالمند مبتلا به پیرگوشی را در کلیه مباحث شرکت دهید تا احساس انزوا و طردشدگی به او دست ندهد.

منبع:salamat.ir



ادامه مطلب

خبرآنلاین نوشت: مجتبی نشست و سفره دلش را برای‌مان باز کرد. او هر چه داشت برای‌مان گفت. از ماجرای اعتیادش تا... او گفت اما خیلی‌هایش برای ما قابل انتشار نبود اما همین گفت‌وگو پر از نکات آموختنی است.

 

فرهاد عشوندی، علی آخوندان و امیر عباس واسعی: «حالم به هم می‌خورد از اینکه همیشه شب داربی زنگ می‌زنند آقا مجتبی بگو چه جوری با مشت زدی تو دهن فلانی...»

و او مجتبی محرمی است. یکی از نوابغ فوتبال ایران. مجتبی به بهانه نوروز ساعاتی را مهمان خبرآنلاین بود و سیر تا پیاز زندگی‌اش را بازگو کرد. خواندن این مصاحبه شاید بیش از همه برای فوتبالیست‌های جوان پر از درس‌هایی بزرگ باشد. اسطوره‌ای که پای بساط نابود شد و حالا هرچه می‌کوشد برایش سخت است که بتواند به زندگی عادی برگردد. او که نامش برای همه عزیز است اما خودش به این چوب که روزگاری را به تباهی گذرانده باید کنجی خزیده باشد.

من ریزه را می‌گذاشتند تو گل

جثه ریزی داشتم. از بچگی خیلی ریزه، میزه بودم. چون کوچولو بودم می‌گفتند بچه تو وایستا تو دروازه. بچگی و فوتبال با توپ پلاستیکی، این شروع فوتبالم بود. از صبح ول بودیم تو کوچه و می‌دویدیم دنبال توپ پلاستیکی. راستش اصلا فکر نمی کردم فوتبالیست بشوم. کم کم پایم باز شد به زمین خاکی‌های پایین محل‌مان تو خیابون استخر. از همه کوچک‌تر بودم برای همین می‌گذاشتندم توی دروازه. شروع فوتبالم اما اینجوری شد که رفتم تمرین تیم راه آهن تو زمین اکباتان. آقای امیر ابوطالب داشت تست می‌گرفت. تا فرستادم توی زمین و اولین توپ را زدم گفت بچه بیا برو بیرون. فکر کردم ردم کرده، گفتم بابا من که تازه اومدم. واقعا همان اولین توپی بود که داشتم می‌زدم. واقعا بی‌دلیل نیست می‌گویند طرف با یک بغل پا می‌فهمد بازیکن می‌شوی یا نه!

اینجوری شدم دفاع چپ

بعد از چند وقت که تو راه آهن بودم، رفتم به تیم شاهین. در شاهین من فوروارد بازی می‌کردم. آن موقع مهدی دینورزاده در تیم چپ بازی می‌کرد و شکورزاده هم سمت راست بود. یک بازی‌ها شکورزاده مصدوم مصدوم شد، دینورزاده رفت راست و من را هم گذاشتند چپ و الکی، الکی از بازی من در این پست خوش‌شان آمد و من شدم دفاع چپ. اصلا چپ‌پا نبودم. راست‌پا بودم اما با پای چپ هم می‌توانستم ضربه بزنم. ولی بعدها طوری شد که همه فکر می‌کردند مجتبی از بچگی چپ پا بوده.

قصه من و پرسپولیس

چند وقتی در شاهین بازی کردم که سن سربازی‌ام رسید. رفتم عشرت‌آباد، گفتن باید بروی سیرچ کرمان. نشستم کنار کسی که مامور گرفتن دفترچه‌ها بود و کلی التماس کردم تا دفترچه‌ام را پس گرفتم و توانستم خودم را بیاندازم زندان قصر. رسته‌ام شده بود دژبانی و باید کشیک می‌دادم. با هر زحمتی بود توانستم بروم در تیم نیروی زمینی. خدمتم را در این تیم گذراندم. بازی‌های نیروی زمینی در امجدیه انجام می‌شد. علی آقا هم چون اتو سورتمه به ورزشگاه نزدیک بود، می‌آمد و بازی‌های تیم را می‌دید. او از بازی من خوشش آمده بود و وقتی خدمتم تمام شد خواست که به پرسپولیس بروم. برای من هم چی بهتر از اینکه به خواست علی آقای پروین بروم پرسپولیس؟

آقا مجتبی در جبهه

قصه زندگی برایم همه جوره رقم خورده است. چند ماهی هم رفته‌ام جبهه. جنوب خدمت کردم. آنجا هم دژبان بود. تازه عملیات هم بودم. ببین دستم را سوخته. می‌بینی؟ تانک‌مان را در یکی از عملیات‌ها زدند و همه آتش گرفتیم. تمام بدنم را آتش سوزانده است. تانک‌‌مان داشت منفجر می‌شد که من پریدم بیرون...«مجتبی این‌ها را می‌گوید و وقتی نگاه متعجب همه حاضرین در اتاق را می‌بیند، خودش خنده‌اش می گیرد و می‌گوید، شوخی کردم جای سوختگی آب جوش است. شیطونی‌های بچگی‌ها باعثش بوده. جبهه رفتم اما هیچ وقت در عملیات حاضر نبودم. فقط دو سه ماهی رفتم منطقه چون سرباز بودم و بعد برگشتم به تهران.»

چرا شماره 8 می‌پوشیدم و چرا نمی‌پوشیدم!

آن روزها مد بود خیلی‌ها شماره 10 می‌پوشیدند. شماره 7 هم در دنیا روی بورس بود اما در دهه‌ای که من بازیکن شدم، چند نفری بودند که شماره 8 برای‌شان عزیز بود. مثلا خود من چون لوتار ماتیوس شماره 8 می‌پوشید، این شماره را انتخاب کردم و برایم عزیز شد. البته در تیم ملی این پیراهن را بازیکنان بزرگ‌تری مثل شاهرخ بیانی یا حمید درخشان می‌پوشیدند و من هم اصلا اهل این حرف‌ها نبودم که بروم بگویم چه شماره‌ای را می‌خواهم. وقتی پیراهنی را کاپیتان سیروس می‌پوشید، من چه حرفی برای گفتن داشتم؟

من 20 سال فوتبال بازی کردم اما همه می‌گن مشت مجتبی

خسته شدم. تا شب دربی می‌شود 4 تا بچه خبرنگار زنگ می‌زنند و می‌گویند برای‌مان خاطره تعریف کن. همه هم فقط می‌خواهند ماجرای شوخی با احمدرضا یا دعوا و مشت با امیر را برای‌شان بگویم. تا کی باید این خاطره را تکرار کنم؟ یعنی این مجتبی محرمی در این فوتبال هیچ کار دیگری نکرده؟ خیلی هم لطف داشته باشند قضیه دعوا در بازی‌های آسیایی و محرومیتم را پیش می‌کشند. داغش به دلم مانده که یکی از من درباره بازی‌های آسیایی پکن بپرسد. اینکه اگر در نیمه نهایی هند نمی‌کردم و جلوی گل حریف را نمی‌گرفتم، آن توپ گل می‌شد و ما فینال را از دست می‌دادیم. کسی از بازی کردنم چیزی نمی‌گوید. همه می‌گویند دعواهای مجتبی. این دلم را شکسته است. بابا خیلی از آنهایی که می‌گویند مجتبی خلاف می‌کرده و بازی‌ها را به هم می‌ریخته حتی فوتبالم را ندیدند. من می‌گویم از فوتبالم هم حرف بزنید. مگر نمی‌گویید من بازیکن خوبی بودم؟

روی زندگی‌ام قلم قرمز کشیدند

نمی‌خواستند مجتبی باشد. با من مشکل شخصی داشتند. بعد از اینکه مشکلی برایم پیش آمد روی عکسم قلم قرمز کشیدند و عکسم را چاپ کرند. مجتبی محروم شد. از همه چیز محرومم کردند. ممنوع‌الخروج شدم. شدم مفسد فی‌الارض. یعنی دیگر هیچ کسی این کارها را نکرده بودند؟ بلایی سرم آوردند که نه به ورزشگاه راهم می‌دادند و نه حتی حق داشتم از دکه‌های روزنامه فروشی، روزنامه بخرم. کلا بایکوتم کرده بودند. واقعا داشتم از غصه می‌مردم. باید در آن شرایط قرار می‌گرفتید تا بدانید چه می ‌گویم. این اگر غرض‌ورزی نبود، چه اسمی می‌شود برایش گذاشت؟ یکی از نمایندگان سابق مجلس که فامیل همین آقا فرشاد خودمان است، می‌خواست رای بیاورد و بلایی سرم آورد که ... من که به خدا واگذارشان کردم. مشکلی هم با آنها ندارم. گذشته‌ها گذشته است.

این‌جوری معتاد شدم

رفیق بد ذغال خوب، چه می‌دانم، شاید هم گز اصفهان. همه این‌ها بود اما وقتی آن بلا را سرم آوردند و گفتند باید تا ابد محروم باشی، نمی‌دانستم چه کار می‌کنم. روزگار خوبی نداشتم. همه ترکم کرده بودند و بدجوری افسردگی داشتم. از آنجا افتادم به خلاف. سیگار، پای بساط و دیگر هرجور خلافی که فکرش را بکنی. آن روزها تازه این آهنگ «همه رفتند کسی دور و برم نیست» مد شده بود. می‌نشستم و این آهنگ را می‌خواندم و می‌رفتم تو عالم‌های دیگر. قسم می‌خورم از آن موقع خلاف را شروع کردم. من از 27 سالگی معتاد شدم. قبلش اعتیاد نداشتم. خیلی‌ها درباره‌ام دروغ می‌گویند. دلیلی ندارد که بخواهم دروغ بگویم. حالا شما می‌گویید از تمرینات تیم ملی دوره دهداری که جوان‌تر بودم و با بزرگ‌ترهای تیم. اما من آن سال‌ها خلاف‌های دیگر می‌کردم ولی اعتیاد نداشتم.

مگر می‌شود در اردوی تیم ملی شرب خمر کرد؟

یک عکسی بود که من کنار آقا مهدی مناجاتی سر میز نهار نشستیم. بعد شایعه کردند من سر ظهر تو اردوی تیم ملی مست کردم. آخر یک کمی انصاف یا عقل هم اگر می‌داشتند این حرف را نمی‌زدند. مگر می‌شود کنار دست آقا مهدی مناجاتی که خودش از این نظامی‌های سخت‌گیر است چنین کاری کرد؟ یا می‌گفتند در اردوی تیم علی پروین رفتم تو فرودگاه خلاف کردم. بابا به قرآن این چیزها دیگر دروغ بودند. خیلی از کارهایی که درباره‌ام می‌گفتند را نکرده بودم. من تو زندگی خلاف زیاد کردم و از کارهایی که کردم هم پشیمانم. این هم حال و روزم است که می‌بینی. ولی خیلی از دروغ‌هایی که درباره‌ام گفته‌اند را انجام ندادم.

ریختند پای سفره عقدم و گفتند پارتی گرفته با چند جاسوس!

در تمام دوران فوتبالم 4 بار پایم باز شد به کلانتری. یکی که همان ماجرای معروف بود و ماجرای ضربدر قرمز. دوبار هم مراسم عقد و عروسی‌ام بود. بابا ما مراسم عقدم بود. همسرم و خانواده‌اش بودند. همسرم در سفارت آلمان کار می‌کرد و این باعث شده بود تعدادی هم مهمان خارجی داشته باشیم. ریختند و شلوغش کردند که در پارتی دستگیر شده. بابا وقتی آمدند، عاقد هنوز آنجا نشسته بود. بعد هم گفتند جاسوس خارجی دعوت کرده بوده. این‌ها اگر با من دشمنی نداشتند که این حرف‌ها را نمی‌زدند. مگر به سفره عقد می‌گوید پارتی؟ با دوستم گرفتندم در خیابان و گفتند در مراسم لهو و لعب دستگیرش کردیم. آخر تو دهه 60، وسط خیابون چی کار می‌شد کرد؟ چه مراسم لهو و لعبی می‌شد راه انداخت؟

هیچ وقت حرفی از برادرم نزدم

ما 3 برادر بودیم که یکی در جریان انقلاب اسلامی شهید شد. بعد‌ها می‌دیدم که خیلی‌ها برای رشد و پیشرفت از فامیل شهید‌شان مایه می‌گذاشتند، یا می‌رفتند اهواز و با یک دست لباس خاکی و یک چفیه به گردن عکس می‌گرفتند و برمی‌گشتند و عکس‌شان در مجلات ورزشی چاپ می‌شد! در چنین شرایطی خجالت می‌کشیدم از سابقه جبهه خودم حرف بزنم و از برادر شهیدم مایه بگذارم که اجر آن شهید هم زایل شود. راستش بارها وقتی رفتم آن طرف آب برای دیدن خانواده همسرم، این گروهک‌ها می‌گفتن بیا و مصاحبه کن تا برایت هزار جور کار بکنیم. ولی من بچه پایین شهرم. نمی‌خوام خدای ناکرده تن داداشم تو گور واسه خاطر کار من بلرزه.

بچه استخر

زادگاه کسی که دست خودش نیست! سر اینکه من بچه خیابان استخر هستم نیز کلی برایم داستان درست کردند. الان می‌گویند کسی که در مناطق محروم و جرم‌خیز به سمت ورزش بیاید و از اعتیاد و معضلات اجتماعی دور بماند، الگوست و برایش تبلیغ هم می‌کنند اما برای من بچه استخر و گمرک بودن جرم بود و داغ ننگ. من تو جایی بزرگ شدم که حیاط خلوت مردم یک شهر بود اما اون موقع دنبال خلاف نرفتم نمی‌دنم شاید غرور شهرت و این عشق خوش‌تیپی کار دستم داد. خودم هم مقصرم ولی قبول کن که با من هم بد تا کردن.

دربی و سبزی‌پلو با ماهی

ما تعصب داشتیم. فوتبالیست مثل حالا مانکن و شومن نبود! الان به زبان جلو دوربین می‌گویند رفیق هستیم در حالی که دشمن هم هستند! بعد می‌گویند در زمین به تیم و پیراهن و هوادارانمان تعصب داریم اما برعکس! راه می‌روند و راه می‌دهند، زمان ما هر دو برعکس بود. تا لحظه شروع دربی همه رفیق بودیم و آن 90 دقیقه برای تیم جان می‌دادیم. شب یک دربی منزل شاهین بیانی بودم و همسرش سبزی‌پلو با ماهی پخت. فردایش در زمین شاهین آمد رد شود، زدمش! گفت: «سبزی‌ پلو ماهی همسرم چشمت را بگیرد!» گفتم: «بابام هم بیاید می‌زنمش! می‌خواهی کتک نخوری برو آن طرف!»

نسل امروز، پول و BMW

می‌گویند چرا نسل امروز دیگر ستاره ندارد و مثل قدیمی‌ها پیدا نمی‌شود. وقتی به یک بچه 18 ساله که یک سال است فوتبال را شروع کرده 400 میلیون می‌دهی و فردایش می‌رود یک BMW و یک آپارتمان شیک در بالاشهر می‌خرد، خب معلوم است که خیلی زود اشباع شده و دیگر میلی به پیشرفت ندارد و دل به تمرین و کار و زحمت نمی‌دهد. من نمی‌گویم پول ندهید، اتفاقاً باید بیشتر هم بدهند ولی فوتبالیست هم باید در قبال پولی که می‌گیرد زحمت بکشد و تمرین کند، حرفه‌ای باشد و به تغذیه و استراحتش برسد و عمر مفید فوتبالش زیاد شود.

ماجرا‌های آقایان عشق دوربین

آقایان در بیمارستان‌ها و مراسم ختم خوب عکس می‌گیرند و وعده می‌دهند ولی از فردایش دیگر پیدای‌شان نمی‌کنی! مدیران غیر‌فوتبالی و عشق شهرت که دورویی و ریایشان از ظاهر و پیشانی آنها معلوم است! خوب وعده می‌دهند ولی در عمل... همبازی قدیمی‌ام آمده بیمارستان و کمکم کرده، حالا چون مربی استیل‌آذین است به من انگ طرفداری از آنها زدند! در اصفهان کاری داشتم که امیر‌ قلعه‌نویی لطف کرد و انجامش داد، وقتی آمدند تهران برای تشکر و قدردانی به دیدنش رفتم، گفتند شب بازی ما با سپاهان در اردوی حریف چه کار داشتی؟! بعد هم به همین رو بهانه مرا از پرسپولیس کنار گذاشتند!

اعتیاد و برنامه 90

به من خیلی اصرار کردند ولی نرفتم. مخالف بودم، چون شأن و شخصیت آدم باید حفظ شود. کمک کردن به قدیمی‌ها خوب است ولی به چه قیمتی؟! الان همان بچه‌ها که در 90 حرف زدند پشیمان هستند. می‌گویند ارزشش را نداشت، خودمان را تابلو کردیم و دیگر هیچ!

بستری در بیمارستان

دوبار، یک 6 روز و یک 14 روز در بیمارستان بستری شدم. الان حالم بهتر است ولی مشکل ریوی‌ام هنوز پابرجاست. در این در مقطع به لطف بعضی از رفقا که خودشان نمی‌خواهند اسمی از آنها ببرم، مشکلاتم حل شد و حتی یک نفر از مدعیان و یکی از قول‌های رسانه‌ای عملی نشد!

امرار معاش با...

از کل دوران فوتبالم یک خانه 100 متری در خیابان بهار داشتم که فروختم و پولش را دادم زن و بچه‌ام رفتند انگلیس. الان با کمک دوستانم زندگی می‌کنم و تنها در آمدم ماهیانه 100 هزار تومان از صندوق حمایت از پیشکسوتان است! آنقدر کم که خجالت می‌کشی بروی بانک و بخاطرش توی صف بایستی!

دو تا ساعت می‌بندم؛ یکی به وقت تهران و یکی به ساعت لندن، شهر دخترم

2 ساعت می‌بندم، روی مچ چپ مثل همه به وقت تهران و روی مچ راست به وقت لندن. همه امید و انگیزه زندگی‌ام آرینا است که الان 11 سال دارد. تابستان امسال آمد تهران و 3 ماه با هم بودیم ولی درد آن سال‌ها که در فراغ گذشت و نتوانستم به دیدنش بروم هنوز مانده. سر جام‌جهانی 2006 آقای دادکان که زمان مسابقات مدارس مسئول ورزش ناحیه ما بود، گفت که مرا با تیم‌ملی می‌برد تا بتوانم از آنجا بروم انگلیس و بچه‌هایم را ببینم. این همه سال نتوانستم ویزا بگیرم، امیدوار شدم ولی سفارت آلمان یک نامه معرفی از من خواست که فدراسیون بنویسد من بازیکن تیم‌ملی بوده‌ام. رفتم خدمت جناب پهلوان، دبیر فدراسیون جالبی است که دهه 60 خودش رئیس فدراسیون بود که من در تیم‌ملی بودم ولی هرچه کردم باور نکرد مجتبی محرمی بازکین تیم‌ملی بوده و نامه‌‌ام را نداد! به همین راحتی مرا نبردند آلمان ولی همه جا شعارش را دادند!

زندگی روی آب

حالا آمده‌ام روی آب. سه سال زیر آب، بدون هوا و نفس. وقتی همه تورا بایکوت می‌کنند، حتی روزنامه ورزشی به تو نمی‌فروشند، تو را به ورزشگاه راه نمی‌دهند و جایی باشی عکس و تصویرت را پخش نمی‌کنند، دیگر چه انگیزه‌ای برای زندگی اجتماعی می‌‌ماند؟! مثل جذامی‌ها با من رفتار می‌کردند 3 سال رفتم کنج یک اتاق در آپارتمانی 50 متری طوری که عضله‌هایم آب شد و دیگر 50 متر نمی‌توانم راه بروم.

قطر، به خاطر یک مشت دلار

کل قراردادم 35 هزار دلار بود. لیگ قطر هم 4، 5ماه بیشتر نیست. بعد از مدتی خودشان مرخصم کردند و آمدند تهران. ولی اینجا شایع شد من پول را گرفتم و فرار کرده‌ام! آخر مگر می‌شود بون اجازه باشگاه که پاسپورتت دست آنهاست، سوار هواپیما شوی و بیایی یک کشور دیگر؟! بعد هم داستان شکایت و شکایت کشی، من هم 34 ساله بودم و قید فوتبال را زدم. برای دایی 500 هزار دلار را از قطری‌ها بخشش گرفتند ولی برای من کسی پا پیش نگذاشت!

جام ملت‌های 96

حاج‌مایلی زنگ زد و گفت می‌برمت ولی بدون ماجرا و داستان. نگران بود مبادا سر کاپیتانی بحث کنم ولی من که اهل این حرف‌ها نبودم. شنیدم رئیس وقت سازمان تربیت‌بدنی گفته بود اگر اسم محرمی باشد کل تیم را نمی‌فرستم جام ملتها‌؟! و سه روز بعد سفر تیم لیست را به او می‌دهند که کار از کار گذشته! من بعد از محرومیتم هر دو بازی برای پرسپولیس گل می‌زدم و در اوج بودم، طوری که نوشتند: کاپیتان با گل برگشت

زهرخند بود یعنی تف به این شانس!

رده‌بندی جام ملت‌ها بود، پنالتی را زدم به تیر خورد، خنده‌ام گرفت. داستان ساختند برای این صحنه! آخر کدام بازیکن می‌تواند به عمد بزند به تیر دروازه؟ خب اگر می‌خواستم عمداً خراب کنم به اوت می‌زدم! می‌گفتند چون بازی نیمه‌نهایی با عربستان مرا بازی نداده‌اند لج کرده‌ام ولی خنده من چیز دیگری بود. 3 بازی عربستان از دقیقه 90 که بازی رفت و وقت اضافه مایلی‌کهن گفت گرم کن. من بهترین پنالتی‌زن ایران بودم و همه فکر می‌کردند تعویض سوم مرا می‌فرستد که پنالتی اول را بزنم. خودم هم داشتم ذهنم را آماده می‌کردم ولی دقیقه 116 داریوش یزدانی به عنوان تعویض سوم رفت تو و پنالتی را خراب کرد تا ایران به فینال نرسد. در ایران غوغایی شد که چرا محرمی را نفرستاد و در تیم هم همه همین را می‌گفتند. سر بازی با کویت داستان تکرار شد و وقتی پنالتی‌ام خراب شد خنده‌ام گرفت که این همه داستان برای هیچ! گفتم آخه تف به این شانس. بعد گفتند پنالتی از دست می‌ده و عین خیالش نیست...

من اینجوری عشقمو به پرسپولیس نشون دادم

سال 1368 کشاورز متولد و 7 ملی‌پوش فیکس را خرید. کل خط دفاع تیم‌‌ملی رفتند، زرینچه و حسن‌زاده از استقلال و ناصر محمدخانی و من از پرسپولیس فردای لو رفتن خبر کلی هوادار پرسپولیس جمع شدند جلو نمایشگاه علی پروین و در زمین کارگران که چرا گذاشتید مجتبی برود. کشاورز به پول آن موقع 3میلیون نقد می‌داد که با 2 میلیون می‌شد خانه در آریاشهر بخری! کلی هم یخچال و فرش و گاز و تلویزیون و ماشین‌لباسشویی، ما را بردند زورخانه و دوره کردند که تو بچه لاتی، به خاطر مردم برگرد. محمود خوردبین هم رفت منزل مادرم و همه هدایای کشاورز را باروانت کرد و برگرداند. آن سال 40هزار تومان پرسپولیس به ما داد! سال 1371 هم عین این داستان برای تجارت تکرار شد، فنونی‌‌زاده، پیروانی، طاهری، دایی، دین‌محمدی و... همه رفتند. گرون‌ترین‌شون می‌گرفت 2 میلیون اما به من 6 میلیون نقد می‌دادند و 6 میلیون وام بلاعوض خرید خانه. مهدی فنونی با همین وام در آریاشهر خانه‌ای 250 متری خرید. دوباره گفتند بمان پرسپولیس و ماندم.

بهترین از دید بهترین

به من لطف دارند ولی خودم را در جمع بهترین‌های تاریخ نمی‌دانم. از نظر من هم پرویز قلیچ‌خانی و محمد صادقی و ابراهیم قاسمپور بهترین‌های ایران بودند. در نسل فعلی متأسفانه کسی تداوم ندارد و نمی‌توانم دست روی کسی بگذارم. یکی 6 ماه عالیست و همه می‌گویند ستاره می‌شود، سال بعد اسمش را هم نمی‌برند و محو شده!

یاغی

من نه یاغی بودم نه گردنکش ولی زیره‌بار حرف زور نمی‌رفتم. اهل تظاهر به نیکی و فرار از رفتارم هم نبودم، مثل خیلی‌ها که همه کار می‌کردند ولی جلو دوربین‌ها و دیگران جانماز آب می‌کشند! من می‌گفتم کردم، حالا اشتباه بوده ولی مسئولیت کارم را قبول می‌کردم. بین بچه‌هایی که بعد از من به یاغی مشهور شدند (انصاریان، نیکبخت، شیث، رهبری‌فرد و...) هاشمی‌نسب چیز دیگری است. هم از نظر فنی و هم اخلاق و مرام و معرفت قبولش دارم.

مربی‌گری یا دستیاری؟

تمام کلاس‌ها را رفتم و مدرک گرفتم. سر یه دوره یادم هست که استاد مدرس بعد از دو هفته مرا کناری کشید و عذرخواهی کرد! گفتم چرا؟ گفت من از تو آنقدر بد شنیده بودم که فکر می‌کردم کلاسم را به‌هم می‌ریزی و بی‌سوادی و چیزی یاد نمی‌گیری! ولی حالا می‌بینم برعکس است. بالاترین نمرات را می‌گرفتم و یک جلسه غیبت هم نداشتم، بدون هیچ مسأله‌ای ولی هرگز کسی حاضر نمی‌شود مرا به کار بگیرد! بارها صحبت شده، از مسئولان فوتبال پرسیدهام آخر چرا؟ من چه مشکلی دارم؟ می‌گویند نمی‌دانیم! من حتی حاضر به دستیاری هم هستم، همین الان قلعه‌نویی یا هرکس دیگر بخواهد حاضرم دستیارش شوم ولی نمی‌دانم چرا!

امیر قلعه‌نویی

بچه با معرفتی است. در اصفهان کاری داشتم که کمکم کرد. توقعی از او و دیگران ندارم اما رفقایی که زیر بال و پرم را در بیمارستان و روزهای سخت و شرایط امروز گرفته و می‌گیرند هم‌بازیان سابقم هستند نه امیر.

حامی دایی

هرکس ضعف و ایرادی دارد ولی اگر قرار باشد من هم ایراد بگیرم، شما هم بگویی و دیگران هم توی کارش بگذارند که هیچ‌کس نمی‌تواند کار کند! ما باید هوای همبازیان خودمان را داشته باشیم و کمک‌شان کنیم. دایی نباشد، چه کسی باشد؟! متأسفانه خیلی از این انتقادات علیه دایی یا دیگران از سر حسادت است در حالی که من هرگز حسود نبوده‌ام. حتی بودند کسانی که زیرآب هم‌پستی خودشان را می‌زدند تا مبادا جایگاه‌شان به خطر بیفتد ولی من خودم هر فصل بهترین چپ‌پاها را می‌آوردم پرسپولیس مثل شاهرودی و منافی. الان هم به کمک دایی می‌روم و اگر ایرادی هم باشد خصوصی به خودش باید بگویم نه اینکه در رسانه‌ها خرابش کنم.

محمد مایلی‌کهن

خیلی مرده! بیانش کمی تند هست ولی همیشه حق را می‌گوید. فکر می‌کنید چرا هیچ‌کس با او طرف نمی‌شود و کسی جرأت ندارد جوابش را بدهد؟! به دو دلیل؛ اول اینکه حاجی همیشه حق را می‌گوید و اگر دروغگو بود حتما مشتش باز می‌شد و دوم اینکه هیچ «آتو» یا مدرکی دست کسی ندارد و به همین دلیل از کسی نمی‌ترسد!

علی پروین

پایش خیلی ایستادم. زمانی عده‌ای مرا دامادش می‌دانستند و اینقدر با علی‌آقا ندار بودم، از خودش هم بپرسی انکار نمی‌کند که من در رفاقت کم نیاورده‌ام ولی از شخص او بیشتر از بقیه توقع داشتم. من از پروین دلخورم، کتمان نمی‌کنم ولی بین او و هر مدیر غیرفوتبالی دیگر صددرصد طرف پروین را می‌گیرم. به قول قدیمی‌ها؛ ما فوتبالی هستیم. گوشت هم را بخوریم استخوان‌مان را دور نمی‌اندازیم. امثال پروین و حجازی و سایر فوتبالی‌ها همه‌جوره نسبت به این مدیران غیرفوتبالی ارجحیت دارند. من نمی‌تونم کتمان کنم که علی آقا هوایم هم داشته. چرا، وقتی سر داداشم به مشکل خوردیم اومد کمکم کرد برام وساطت کرد و من نمی‌تونم بگم این کارها رو برام نکرده. ولی می‌دونی، من که خیلی از چیزامو سر علی آقا داشتم یک جور دیگه‌ای روش حساب می‌کردم.

مجتبی ای‌کیوسان!

سر بازی ایران - کامرون این شعار در ورزشگاه آزادی مد شد. سال 1371 کارتون «ای‌کیوسان» محبوب بود، پسری کچل و خیلی عاقل! شایع کردند مرا گرفته‌اند و در زندان سرم را تراشیده‌اند، پروین آمده و برای بازی تیم‌‌ملی آزادم کرده! ولی حقیقت این بود که سه روز قبل بازی در آرایشگاه دوستم «حسن صبری» نشسته بودم که بچه‌های نسل ما او را می‌شناسند. ناگهان گفت: «چقدر می‌گیری سرت را بتراشم؟!» آن موقع همه فوتبالیست‌ها پول می‌دادند تا به مد روز موهای‌شان را آرایش کنند و کچلی مثل حالا مد نبود! یک‌هو گفتم 10هزار تومان! گفت می‌دهم! بنشین بتراشم! گفتم اول پول را بده! نشان به آن نشان که در حضور چند نفر از رفقا وعده داد پول را بعداً می‌دهد و من هم کم نیاوردم و سرم را تراشید، بعد هم پول را نداد! جوان بودیم و از سر جوانی از این شوخی‌ها می‌کردیم و کسی فکر نمی‌کرد بعداً چه شایعاتی درست می‌کنند.

درخشان دعا می‌کرد یک روز جای پنجعلی بازوبند ببنده اما حالا این بچه ...

این روز‌ها مد شده می‌گویند: «یک تکه پارچه» و برای پوشاندن تلاش که در خفا برای به دست آوردن همین یک تکه پارچه! می‌کنند شأن آن را پایین‌ می‌آورند. زمان ما که پرسپولیس 15 ملی‌پوش داشت و هر کدام‌شان به گواه امروزی‌ها دیگر در تاریخ فوتبال تکرار نخواهند شد، حمید درخشان می‌گفت: «تمام سال امیدوارم که یک روز محمد پنجعلی دو اخطاره بشه و من بازوبند کاپیتانی پرسپولیس را در یک بازی از اول بر بازو ببندم!» طرف حمید درخشان بودند یک بچه تازه به دوران رسیده، کیه کاپیتان تیم‌ملی است و در لیگ حرفه‌ای ستاره است. حالا وقتی می‌بینیم بچه 22 ساله این بازوبند را می‌بنده و تازه به آن بی‌احترامی هم می‌کند و تا روی مچ دست پایین می‌آوردش، دلم می‌گیرد. ایراد از آن بچه نیست، ایراد از بزرگ‌تر‌های‌یه که به او نگفتن این تکه پارچه میراث چه بزرگونیه و چه آدم‌هایی بابت بستن آن به بازو افتخار کرده‌اند. آن بچه نمی‌فهمد و نمی‌داند، چون به او نگفته‌اند. باید یقه بزرگ‌تری را گرفت که شأن و حرمت این بازوبند را تا این حد پایین آورده و آن را به دست چنین بچه‌ای داده.

و... امروز

گفتم که به زندگی برگشته‌ام. سه‌شنبه‌ها در زمین شیرودی با پیشکسوتان تمرین می‌کنم و به رفقای قدیمی هم سر می‌زنم. مدرسه فوتبال هم در ذهنم هست، آماده‌ام تا هر زمان پیشنهادی برای مربیگری رسید به عرصه برگردم. تا زندگی هست و نفس می‌آید، زندگی باید کرد. البته دیگه هیچ نشونی از اون مجتبی تیز و بز ندارم. چند وقت پیش پام پیچ خور ، افتادم و سه جای بدنم رو گچ گرفتم. از داخل پکیدم ولی بازم نمی‌خوام خودم رو از تکاپو بندازم.../خبرآنلاین



ادامه مطلب
رپورتاژ
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
نمایندگی برندها در ایران
آپسان موتورز پارس
روش انتخاب اسباب بازی مناسب کودکان
سامانه جامع مشاغل شهرری
سایت مربوط به قیمت قطعات کامپیوتر
فال حافظ
توضیحی درباره صنعت پرورش شتر مرغ
دستگاه تصفیه آب خانگی
تور لحظه آخری پر طرف دار کشورهای تایلند مالزی دبی و کیش
مبل تالار یا صندلی مبل تالار پذیرایی
خرید بلیط چارتر هواپیما
چگونه یک آتلیه عروس​ ​و آتلیه عکاسی​​ ​خوب را انتخاب کنیم ؟
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
معرفی جاذبه های گردشگری کرج لرستان و تورهای مشهد کیش قشم
اتوبار تهران با نامی آشنا
بازی اندروید
هدایای تبلیغاتی
دانلود آهنگ جدید

لینک های مفید
برنامه بدنسازی | آموزش مجازی | بیوگرافی ۹۸ | صندلی هتلی | آموزش آنلاين زبان انگليسى | vpn خرید | تابلو سنکرون و پارالل دیزل ژنراتور |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.